۱۴،۱۳ ساله بودم به  گمانم، که «اسلام شناسی » شریعتی را میخواندم. در جایی نوشته بود از یکی از همسران پیامبر که جایی در راه میماند و با یکی از یاران برمیگردد.پیامبر هم هر چه از او میپرسند که بین شمااتفاقی افتاده یا نه، او کتمان میکند. پیامبر با حضرت علی در این باره صحبت میکنند و پیشنهاد حضرت علی این است که : شلاق اش بزنید ! این قدر تا به حرف بیاید!!

کاری به صحت و سقم تاریخی این داستان ندارم.فقط میدانم اثر وحشتناکی روی ذهن نوجوان من گذاشت. «علی » آن روز ها اسطوره ی ذهن خام من بود. اسطوره ای که هیچ جوری نباید چنین راه حلی پیشنهاد میکرد.

آن روز ها گذشت ،و من کم کم یاد گرفتم که اسطوره ها یاوجود ندارند ، یا خیلی معمولی تر اند و بالاخره «آدم».

این روزها باز مثل آن زمان شده ام.
باز دارند می شکنند....نه اسطوره ها. آدم هایی که انتظار داشتم اگر عالی نیستند لااقل معمولی و خوب باشند ، و آن ها « بد » میشوند.

و باز زخمی میشوم...و باز میفهمم که بزرگ نشده ام...یاد نگرفته ام....

آخ.

/ 6 نظر / 4 بازدید
کاوه

اسطوره ی ماهی های سیاه کوچک درون برکه ی کوچک غولان لرزان و عجیبی اند که از کنار برکه می گذرند! از آن بالا ! همیشه از آن بالا ! از دور ! اسطوره ی آدمی که بر فراز برکه می زیست پری دریایی ای بود که حتما زیر برکه میزید ! و اسطوره ی غورباقه چیست ؟ لابد امروز غوک پیر و درشت و تیره رنگی که گلویش به درشتی برگ نیلوفر باد میشود ! ================= حالا که لینک منو برداشتی منم میام یه عابر و یه رهگذر و اینا میشم هی فحش بد بد برات مینویسم !

بهروز

آوخ

رها

اين‌سو کشان سوی خوشان، وان‌سو کشان با ناخوشان يا بشکند يا بگذرد کشتی درين گرداب‌ها :)

شوپه

من ماجرا رو با جزئيات ديگه‌ای تو تفسير ابوبکر عتيق نيشابوری خوندم. اون زنه عايشه بوده که با عثمان بن معطل برمی‌گرده. حضرت چيزی به عايشه نمی‌گن يا ازش نمی‌پرسن. اما از يکه زياد صحابه که «سوگلی رسول الله پالونش کجه» و اين حرف‌ها٬ حسابی دپ می‌زنن و غصه می‌خورن. با امیرالمومنين که مشورت می‌کنن ايشون می‌فرمان يا رسول الله! زن مث کفشه٬ اگه از اين خوشت نيومد يه جفت ديگه بخر. القصه٬ عايشه بی‌توجهی حضرت رو که می‌بينه مريض و ناخوش می‌شه. حضرتم بهش می‌گه جمع کن جل و پلاستو برو خونه بابات حوصله‌ی مريض داری ندارم. اون بنده خدا هم ديگه داشته دق می‌کرده. که بعد چن روز جبرئيل می‌اد به خواب حضرت و می‌گه چرا اين بنده‌ي بی‌گناه ما را آزار می‌دهی؟ حقا که او عفيف و پاکدامن است. بعدشم آشتی و «بيا تا دو تا بشيم يه دست صدا نداره». اهل سنت معتقدن چند آيه‌ی متوالی قرآن (يادم نيست کدوم سوره) در نعت عايشه و وصف پاکدامنيش سر اين جريانه. والله عليم بذات الصدور.

حامد

انتخاب با توست : سیاهی جهل یا بار سنگ ین دانستن وفهمیدن.کدام؟