هم اتاقی جدیدم، هم مدرسه ای قدیمم است. گاهی می نشینیم به مرور خاطرات هنوز لذت بخش بچگی.

میگفت: یادش به خیر... اون موقع کلی حال می کردیم که از راه مدرسه پسرانه بریم و کسی نبیندمون.

خندیدم و گفتم: من هنوز هم یکی از بزرگترین لذت هام اینه که صبح ها که در رو میبندن و دیر می رسم،با کلی مشقت از روی دیوار بیمارستان بپرم و بیام تو!!

.من هنوز بزرگ نشدم حتما

/ 1 نظر / 8 بازدید
بهروز

و ديوار‌ها و نرده‌ها و خيلی‌ها چه لذت‌های بی‌شماری می‌برند نادانسته.