«زنانگي»

کمی، فقط یک کمی دیر فهمیدم دخترکان دیگری هم پیدا می شوند که رومن گاری بخوانند و براتیگان و ونه گات و هانریش بل و میلان کوندرا و مارکز و  ... و شیفته ی شعر هم باشند ، فلسفه هم ، تاریخ هم ، هوشمندی هم ، سینما هم،موسیقی هم، حتی سیاست هم ، حتی تر عکاسی هم،  و کودکی شان با کیهان بچه ها سر شده باشد و سروش کودکان و نوجوان و جوان و ... و تمام خاطراتشان کتابخانه ی پر بار پدر بزرگشان باشدو مذهبی هم باشند  و نقاشی هم بکشند و ساز هم بزنند و فرانسه هم بدانند!!

!!گیرم که مشهدی نباشند و لهجه نداشته باشند

!کمی دیر فهمیدم. اما نه خیلی دیر

!!میگما...کاش نمی اومدی و نمیرفتی تا هیچ وقت نمیفهمیدم*

/ 4 نظر / 4 بازدید
رفيق

اره خيلی هستند اصلا نميشه اونا رو شمارد منم کيهان بچه ها دوست داشتم هنوزم دارمشون منم سرشو جوان دوست داشتم و هنوزم دارمشون ولی الان با همشهری جوان هستم وبلاگ خوبی داری و خوب مينويسی پس بنويس

محدثه

نارسيست خانوم! اول بفرمايين اون ک در دخترکان ، ک تصغيره یا تحقير ؟؟ چون مطمئنم تحبيب نيست می پرسم!!! در ثانی! خيلی هم دير فهميدی!!! از اول راهنمايی که من ور دلت بودم...

مریم فرنود

ای باباااا نمیدونم خوبه آدم انقد دیگه با خودش حال کنه یا نه؟؟ اما ب خدا خیلین این دخترایی ک شما میگی.گیرم پزشک نباشن دکترای ی رشته دیگه رو دارن. اما خودمونیم ی کمی دلم سوخت... حتمن لذت مباشرت با همفکراتو تموم اون سال ها از دست دادی!! خیلی بده آدم ی کتاب بخونه کسیو نداشته باشه ازش باهاش حرف بزنه. از نوشته هات معلومه ک دختر باهوشی هستی. ای ول خیلی حال کردم باهات.