جوانی به نام جو از پیتز بورگ با یک درخواست به دیدنم آمد:« تو رو خدا بگو که اوضاع روبه راه میشود!» .گفتم: « به زمین خوش آمدی جوان. این جا تابستان هایش گرم است و زمستان هایش سرد. گرم ایت و مرطوب و شلوغ.فوقش صد سالی اینجایی جو.من فقط یک قانونش را می دانم، گندش بزنند جو، باید مهربان باشی پسر جان !

ونه گات*

/ 1 نظر / 4 بازدید
faraneh

baiad mehrabun bashi...va baiad bebakhshi!!sakhte na???