رساله فی حقيقه رقص!

« شیخ را گفتم: « رقص کردن به چه برآید؟

شیخ گفت:« جان قصد بالا کند. همچون مرغی که خواهد خود را از فقس به در اندازد. فقس تن مانع آید. مرغ جان قوت کند و قفس تن را از جای برانگیزاند. اگر مرغ را قوّت عظیم بود ، پس قفس بشکند و برود و اگر آن قوّت ندارد ، سرگردان شود و فقس را با خود میگرداند »

سهروردی

***

برف ریز ریز می بارد. والس املی پولن توی گوشم است و با دست های باز زیر برف میچرخم...می چرخم و می رقصم و هنوز نمیفهمم چرا ما باید از کوچک ترین لذت های انسانی محروم باشیم

/ 6 نظر / 17 بازدید
شوپه

اينو اول يکی از کتابای دوراس خوندی؟

شوپه

آره. البته مترجم (قاسم روبين فک کنم) گذاشته‌تش نه خود دوراس. «نوشتن همين و تمام» بود فک کنم

tohid

mamnonam , sharmande man ax nesbat be postaye shoma nadaram , vali agar ham mozoe postaton ax dashte bashid ba kamale meyli paziraam

تراموا

تکراری بود. دیروز همین‌جا خونده بودم!

پشه

یک دست دو تا دستکش و یک دست گوله برف رقصی چنان ميانه ی ميدانی در بيرجند يا مشهد؟ کدومش؟

شوپه

عکسو چرا عوض کردی؟ (گردن‌بنده رو می‌گم.)