رساله فی حقيقه رقص!

« شیخ را گفتم: « رقص کردن به چه برآید؟

شیخ گفت:« جان قصد بالا کند. همچون مرغی که خواهد خود را از فقس به در اندازد. فقس تن مانع آید. مرغ جان قوت کند و قفس تن را از جای برانگیزاند. اگر مرغ را قوّت عظیم بود ، پس قفس بشکند و برود و اگر آن قوّت ندارد ، سرگردان شود و فقس را با خود میگرداند »

سهروردی

***

برف ریز ریز می بارد. والس املی پولن توی گوشم است و با دست های باز زیر برف میچرخم...می چرخم و می رقصم و هنوز نمیفهمم چرا ما باید از کوچک ترین لذت های انسانی محروم باشیم

  
نویسنده : mahooolak ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۳
تگ ها :